سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

406

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

به‌هرحال ، با محمد بيعت كردند و او امير المؤمنين خوانده شد ، ازاين‌رو ، مسعودى مىآورد : « هيچ يك از خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله كه پيش و پس از وى براى اقامه حق قيام كرده بودند جز همين محمد بن جعفر ، امير المؤمنين خوانده نشده بودند . » علويان گروهى از مردم مكه و نواحى همجوار را براى بيعت با محمد بسيج كردند . « محمد چندين ماه خلافت كرد درحالىكه از آن ، جز اسمى براى او نبود . » « 1 » ظاهرا خلافت عباسى كه در آن زمان ، درگير مشكلات داخلى خود بوده ، « 2 » به اين تحركات توجهى نداشته است . البته اين حركت به مكه و اطراف آن محدود بود و تهديدى به حساب نمىآمد و تا پايان نيز در شهر مكه محدود ماند و در ساير شهرهاى اسلامى انتشار نيافت . افول قيام محمد ديباج چندى از قيام محمد نگذشته بود كه نيرويى نظامى به فرماندهى اسحاق بن موسى عباسى از سرزمين يمن وارد حجاز شد . علويان دريافتند چاره‌اى جز رويارويى بين ايشان و قواى عباسى نيست ، ازاين‌رو ، به محمد پيشنهاد حفر خندق در اطراف مكه دادند و عده‌اى از اعراب و بدويان را به اين منظور ، گرد آوردند . با رسيدن نيروهاى نظامى عباسى گفت‌وگوهايى ميان ايشان و علويان انجام يافت . در اين بين ، اسحاق از جنگ با علويان منصرف شد و قصد رفتن به سرزمين عراق كرد . در مسير به گروهى از سپاهيان عباسى به فرماندهى ورقاء بن جميل برخورد . ورقاء وى را تشويق به بازگشت به مكه و همكارى مشترك براى پايان دادن به حركت محمد ديباج كرد . از ديگر سوى ، محمد هم نيروهاى خود را براى رويارويى با سپاه عباسى فراهم آورد . طبرى افراد محمد ديباج را چنين وصف مىكند : ايشان از اوباش مكه و نيز عده‌اى از بدويان و گروهى از سياهان ( كه كارشان حمل آب به مكه بود ) « 3 » تشكيل مىشدند . هر دو سپاه در بئر ميمون به هم رسيدند ،

--> ( 1 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص 27 . ( 2 ) . مأمون در قصرش در مرو خراسان بىخبر از اوضاع جارى بود و فضل بن سعد اخبار آشفتگىهاى حكومت را از او پنهان مىكرد . ( تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 176 ) ( 3 ) . شمار زيادى از بندگان سياه ، در مكه به سر مىبردند كه خواهان آزادى خود بودند و بعد از اين‌كه حسين بن على به ايشان وعده آزادى و رهايى را داد ، تعدادى از آن‌ها به نهضت وى در مدينه پيوستند .